بنام آنکه عشق را تقدس بخشید …
سلام نازنینان و همراهان همیشه ام
زندگی را اگر ، صرف محبت و صفا نکنیم ، وجودمان را اگر
متبرک صداقت نکنیم …
لحظات و دقایق مان را با حلاوت مهربانی و گذشت شیرین تر
از عسل نکنیم ...
بایستی طعم گس بی مهری را بچشیم ، در شاهراه زندگی
ثانیه های تلخی رو با عبور سنگین و ساکت عقربه ها
شاهد و ناظر باشیم …
اگر به زندگی سلامی عاشقانه نکنیم و با تلخی ها و شکست ها
وداع نداشته باشیم …
بایستی تا چشمانمان می نگرد و قلب هامان می طپد ، مسافر
قطار ناکامی و تلخکامی ها باشیم …
معتقدم نان محبت را آغشته به شیرینی دوستی بی ریا کرده و
بر سفره ی پاک ، ساده و بی آلایش عشق، یکدیگر را عاشقانه
به ضیافتی دلانه میهمان کنیم .
ایستگاه اول
_______________________________________
واژه های تو فرش ایرانی ست ، چشمانت دو پرستوی دمشقی
که بین دو دیوار در پروازند
قلب من ، چون کبوتری بر آب های دستان تو پرواز می کند
و قیلوله ای می کند در سایه ی دیوار
نزار قبانی
تو کسی نداشتی ، من داشتم
من عاشق بودم !
برتولت برشت
جا مانده است چیزی ، جایی که هیچ گاه ، هیچ چیز جایش را
پر نخواهد کرد ، نه موهای سیاه و نه دندانهای سفید !!
حسین پناهی
به عمر شکوفه ی سیبی می پاید عشق .
آنگاه که در دست های آزمندمان می پژمرد !!!
شاعر ایرانی عضو انجمن پن آلمان …سعید …
ایستگاه دوم
_________________________
از جناب فتحعلیشاه ، شاعر خوب و برجسته ی کرج
انتخابی دارم امیدوارم که از خوانش آن لذت ببرید .
روز من شام خطر بود ، نمی دانستم
اشک من خون جگر بود ، نمی دانستم
به هوای تو نشستم به بام دگری
خانه ام جای دگر بود ، نمی دانستم
فتنه در کار دلم چند کنی ، چند بگو
حکم تو ، حکم بتر بود ، نمی دانستم
وسط کوچه ی ما یک در تاریک زدند
عشق ما تا دم در بود ، نمی دانستم
وسط خط کشی عشق ، جریمم کردند
پای من فکر سفر بود ، نمی دانستم
یار می خواست ببیند غم و هجران مرا
چشم من یکسره تر بود ، نمی دانستم
چشم بر هم نزده ، سفره ی ما برچیدند
عمر ما شام سحر بود ، نمی دانستم
پشت آن پنجره در باغ ، هوا بارانی ست
ساعتم گفت: در آنجا چه خبر بود ، نمی دانستم
کوزه ی عاطفه ام در وسط کوچه شکست
عابری گفت: قدر بود ، نمی دانستم
دوستی گفت ندا ، عشق و جنونت زچه روست ؟
گفتمش : کار هنر بود ، نمی دانستم !!!
همدلان تا همیشه ام ، نوشتن برای شما نازنینان ، مرا
عاشقانه به فضای مجازی دلبسته می کند …
پس تا همیشه … لحظات ، ثانیه ها و دقایق تان
قشنگ و بیاد ماندنی …![]()
![]()
![]()
![]()
5:37 | شرقی |
